تبلیغات
لحظات من ، نظرات من - شایعات زلزله و واقعیت ها!

شایعات زلزله و واقعیت ها!

نویسنده :باقر
تاریخ:چهارشنبه 25 مرداد 1391-07:21 ق.ظ

از روز شنبه تا حالا سیل شایعات سرازیر شده. متاسفانه علیرغم روشنگریهای انجام شده، تغییری در ما ایجاد نشده و ما همچنان شایعات را بیش از اخبار رسمی قبول کرده و ترویج می دهیم. به برخی از یان شایعه ها می پردازیم:

اعلام زمان زلزله : ساعت 18 زلزله خواهد، ساعت 1:30 بامداد زلزله خواهد آمد ...

دولت توجهی به زلزله زدگان نمی کند. احمدی نژاد در این های و هوی به حج رفته.

صداوسیما آمار کشته ها را کم اعلام می کند.

رهبری بعد از چند روز بیانیه داد. یعنی از سر ناچاری.

دولت خود نمی رسد که هیچ؛ کمک های کشورهای دیگر را هم قبول نمی کند.

...

نمی خواهم جواب منطقی برای شایعات بالا بدهم. چون هر عقل سلیمی توان پاسخ گویی دارد. در تحلیل این مسئله باید گفت صدا و سیما مقصر است. اقدامات صدا و سیما دارای فراز و فرود است. سیستم خبر رسانی آن درست نیست. نمونه ای عرض کنم: دو زلزله شدیدی رخ داد. همه متوجه رسانه ها شدند. اولین خبر از رادیو استان پخش شد مبنی بر اینکه زلزله شده و از شدت و کانون آن خبری نیست. شبکه استانی،شبکه خبر و امثالهم در بایکوت بودند که اولین خبر از بی بی سی فارسی پخش شد، هم شدت و هم کانون اصلی اعلام شد. در شرایطی که آنها خبرنگار رسمی هم ندارند زودتر از خود ما اعلام می کنند. خوب طبیعی است مردم خبر دروغ و تنها اعتماد بر احتمالات آنها را مقدم بر خبر رسمی رسانه ملی می کنند.

اما واقعیت: یکی از اقوام نزدیک ما محموله ای از کمک های مردمی را دیروز به مناطق زلزله زده برده بود محموله از کمک های خود و همسایه و فامیل و اینها تهیه شده بود. می گفت از خروجی تبریز تا شهر اهر ترافیک سنگینی حاکم است. خودروهای رنگارنگ با شماره هایی که از مناطق مختلف کشور خبر می دهد همراه با محموله ای راهی هستند. از شهر اهر یکی از مسیرهای منتهی به مناطق را برمی گزینیم؛ در هر روستا نیروهای سپاه کنترل امنیت را بعهده دارند؛ پخش کمک ها بین مردم آزاد است و رابطی همچون هلال احمر و ... ایفای نقش نمی کند. البته آنها آماده دریافت هستند ولی مردم می خواهند خود تحویل دهند. همه زلزله زدگان در چادرها هستند. در هر چادری یک تخت فرش ماشینی پهن شده است. کمک های کشورهای دیگر هم پخش شده یا می شود. چون بعد از چند هفته احتمالا این کمکهای مستقیم مردمی کمرنگ خواهد شد لذا هلال احمر انبارهای خود را پر می کند تا به فکر مردم زلزله زده باشد.

از ژاپنی ها می گوییم ؛ ایکاش این قدر مرغ همسایه غاز نبود. می گفت به اولین روستا رسیدم و سری به چادرها زدیم و کمک ها را عرضه کردیم. گفتند ما همه چیز داریم نیاز های روستای بالایی بیشتر از ماست. لذا بدانجا روید. راهی روستای بالایی رفتیم. همین قضیه تکرار شد و ما دوباره رفتیم. این قضیه چندین بار تکرار شد تا اینکه در مسیر ما این آخرین روستا بود. لذا تمام محموله را پیاده کردیم و برگشتیم. مردم چادرنشین به قوت روزانه خود راضی و قانعند و به فکر انبار و احتکار برای روز مبادا نیستند؛ همان کاری که ماها نمی کنیم. وقتی مرغ گران شد، یخچال و فریزر را پر کردیم و به فکر همسایه نبودیم.( عمومی عرض می کنم و الا بنده از آن روز تا حالا مرغ نخریده ام)

قول داده در مرحله بعد مرا هم همراه خود ببرد اگر چنین توفیقی افتاد دیده ها را بازگو خواهم کرد.



نوع مطلب : روزمره 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
choc
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 11:19 ب.ظ
It's actually a great and useful piece of information. I'm glad that you simply shared this useful information with
us. Please stay us up to date like this. Thanks for sharing.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 05:05 ب.ظ
I have learn several good stuff here. Definitely
price bookmarking for revisiting. I surprise how so much attempt you set to create one of these great informative
web site.
plaza.rakuten.co.jp
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:02 ق.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets I could add to my blog that automatically
tweet my newest twitter updates. I've been looking for
a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything. I truly enjoy reading
your blog and I look forward to your new updates.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 12:50 ق.ظ
Everything is very open with a really clear description of the challenges.
It was definitely informative. Your website is very useful.
Many thanks for sharing!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:03 ق.ظ
It's amazing to pay a visit this web site and reading
the views of all colleagues about this piece of writing, while I am also zealous of getting
experience.
حسابدار
پنجشنبه 26 مرداد 1391 01:48 ق.ظ
سلام
چی میشه گفت؟!!
اینا اگه دستشون بود یه جوری هم موضوع رو خفه می کردند که مبادا کسی بفهمه زلزله اومده انگار نه انگار که زلزله جزء بلایای طبیعیه نه کارِ انسان
حالا اگه مردم سهل انگاری کردند توی خونه ساختن که نباید به خاطر ترس از بیگانگان اینقدر مخفی کاری بشه!!
خیلی دوست داشتم از هلال احمری ها بودم و میتونستم برای امداد به اونجا بیام. اگه رفتین که خوش به سعادتتون
مهدی
چهارشنبه 25 مرداد 1391 05:17 ب.ظ
سلام
آقا خیلی ممنون از بابت این مطلب.من خودم در تبریز زندگی می کنم و خیلی شاهد این شایعات بودم در حالی که همانگونه که شما می فرمایید است.
در مورد مرغ هم باید خدمتتان عرض کنم ما هم از آن روز به بعد خدا شاهده مرغ نخریدیم.
لازم به ذکره قبلا هم از مطالب جالبت استفاده بردم فقط نظر ندادم.ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر