تبلیغات
لحظات من ، نظرات من - ندبه11.2

ندبه11.2

نویسنده :باقر
تاریخ:دوشنبه 27 شهریور 1391-12:38 ب.ظ

نظریه علامه طباطبایی به ضمیمه نامه ها

نامه جمعی از علما

س-آیا حضرت سید الشهداء علیه السلام در مسافرتی که از مکه به سوی کوفه‏ می‏کرد می‏دانست که شیهد خواهد شد یا نه؟و به عبارت دیگر،آیا آن حضرت به‏ قصد شهادت رهسپار عراق شد یا به قصد تشکیل یک حکومت عادلانه صد در صد اسلامی؟

جواب علامه

ج-سید الشهدا(ع)به عقیده شیعهء امامیه،امام مفترض الطاعة و سومین‏ جانشین از جانشینان پیغمبر اکرم(ص)و صاحب ولایت کلیه می‏باشد و علم‏ امام(ع)به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع،طبق آنچه از ادلّهء نقلیه و براهین عقلیه‏ برمی‏آید دو قسم و از دو راه است:

قسم اول از علم امام

امام(ع)به حقایق جهان هستی،در هر گونه شرایطی که وجود داشته باشند به اذن‏ خدا واقف است اعم از آنها که تحت حسّ قرار دارند،و آنها که بیرون از دائره‏ حس می‏باشند،مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده؛دلیل این‏ مطلب:

راه اثبات علم

أ-از راه نقل،روایات متواتره‏ای است که در جوامع حدیث شیعه مانند کتاب‏ کافی و بصائر و کتب صدوق و کتاب بحار وغیرآنها ضبط شده.به موجب این‏ روایات که به حد و حصر نمی‏آید امام(ع)از راه موهبت الهی نه از راه اکتساب‏ به همه چیز واقف و از همه چیز آگاه است و هر چه را بخواهد به اذن خدا،به ادنی‏ توجهی می داند.

البته در قرآن کریم آیاتی داریم که علم غیب را مخصوص ذات خدای متعال‏ و منحصر در ساحت مقدس او قرار می‏دهد ولی استثنایی که در آیهء کریمهء:

عالم‏ الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا*الاّ من ارتضی من رسول

(1)وجود دارد،نشان می‏دهد که اختصاص علم غیب به خدای متعال به این معنی است که غیب را مستقلا و از پیش خود(بالذات)کسی جز خدای نداند ولی ممکن است پیغمبران پسندیده،به‏ تعلیم خدایی بدانند و ممکناست پسندیدگان دیگر نیز به تعلیم پیغمبران،آن را بدانند چنانکه در بسیاری از این روایات وارد است که پیغمبر و نیز هر امامی در (1)-سوره جن(72):26 و 27.

آخرین لحظات زندگی خود علم امامت را به امام پس از خود می‏سپارد.

ب-و از راه عقل،براهینی است که به موجب آنها امام(ع)به حسب مقام‏ نورانیت خود،کاملترین انسان عهد خود و مظهر تام اسماء و صفات خدایی،و بالفعل به همه چیز عالم و به هر واقعه شخصی آشنا است و به حسب وجود عنصری‏ خود به هر سوی توجه کند برای وی حقایق روشن می‏شود.

ما تقریر این براهین را نظر به اینکه به یک سلسله مسائل عقلی پیچیده‏ متوقف و سطح آنها از سطح این مقاله بالاتر است به محل مخصوص آنها احاله‏ می‏دهیم.

این علم تأثیری در عمل و ارتباطی با تکلیف ندارد

نکته‏ای که باید به سوی آن عطف وجه کرد این است که این گونه علم موهبتی، به موجب ادلّه عقلی و نقلی که آن را اثبات می‏کند،قابل هیچ گونه تخلّف نیست و تغیّر نمی‏پذیرد و سر موئی به خطا نمی‏رود و به اصطلاح،علم است به آنچه در لوح محفوظ ثبت شده است و آگاهی است از آنچه قضای حتمی خداوندی به آن‏ تعلق گرفته.و لازمهء این مطلب این است که هیچگونه تکلیفی به متعلق این گونه‏ علم-از آن جهت که متعلق این گونه علم است و حتمی الوقوع می‏باشد-تعلق‏ نمی‏گیرد و همچنین قصد و طلبی از انسان با او ارتباط پیدا نمی‏کند؛زیرا تکلیف‏ همواره از راه امکان،به فعل تعلق می‏گیرد و از راه اینکه فعل و ترک،هر دو در اختیار مکلفند،فعل یا ترک خواسته می‏شود و اما از جهت ضروری الوقوع و متعلق قضاء حتمی بودن آن،محال است مورد تکلیف قرار گیرد.

مثلا صحیح است خدا به بندهء خود بفرماید:«فلان کاری را که فعل و ترک‏ آن برای تو ممکن است و در اختیار تو است بکن»ولی محال است بفرماید:«فلان‏ کاری را که به موجب مشیت تکوینی و قضای حتمی من،البته تحقق خواهد یافت‏ و برو برگرد ندارد بکن یا مکن»؛زیرا چنین امر و نهیی لغو و بی اثر می‏باشد.

و همچنین انسان می‏تواند امری را که امکان شدن و نشدن دارد،اراده کرده، برای خود مقصد و هدف قرار داده،برای تحقق دادن آن به تلاش و کوشش بپردازد

ولی هرگز نمی تواند امری را که به طور یقین(بی تغییر و تخلف)و به طور قضاء حتمی،شدنی است اراده کند و آن را مقصد خود قرار داده تعقیب کند؛زیرا اراده‏ و عدم اراده و قصد و عدم قصد انسان،کمترین تأثیری در امری که به هر حال‏ شدنی است-و از آن جهت که شدنی است-ندارد مثلا اگر کسی علم پیدا کند که اگر سر ساعت فلان از روز فلان در نقطهء معینی از فلان خیابان شهر باشد حتما زیر ماشین رفته هلاک خواهد شد(علمی است مشروط و مقیّد)التبه تا می‏تواند در وقت مفروض در نقطهء مفروض حاضر نمی‏شود و از این راه جان خود را حفظ می‏کند و پر روشن است که نرفتن او به نقطهء خطر اثر علم است.

و اگر علم پیدا کند که در سر ساعت فلان از روز فلان در فلان نقطه از فلان خیابان شهر حتما زیر ماشین خواهد رفت و این علم هیچ گونه تخلف ندارد و هیچ‏ تلاشی جلو این خطر را نمی‏تواند بگیرد(علم به قضاء حتمی)بدیهی است که این‏ شخص با وجود علم به خطر برای رفع خطر دست به هیچ تلاشی نخواهد زد؛زیرا می‏داند که سودی ندارد و فایده‏ای نخواهد بخشید و این همان است که گفته شد: «علم به قضاء حتمی تأثیری در زندگی عملی انسان ندارد و تکلیف آور نیست». این شخص با وجود علم به خطر،به زطندگی عادی خود ادامه می‏دهد اگر چه منتهی‏ به خطر خواهد شد و مشمول آیهء کریمهء

لا تلقوا بأیدیکم إلی التهّلکة

نیست؛زیرا در تهلکه واقع شده نه اینکه خود را به تهلکه انداخته بر خلاف شخص مفروض‏ اوّلی که مکلّف است تا می‏تواند برای نجات از خطر چاره‏ای بیندیشد و خود را به‏ تهلکه نیندازد.

و از این بیان روشن می‏شود که:

1. این علم موهبتی امام(ع)،اثری در اعمال او و ارتباطی با تکالیف خاصّهء او ندارد اصولا هر امر مفروض از آن جهت که متعلق قضاء حتمی و حتمی الوقوع‏ است متعلق امر یا نهی یا اراده و قصد انسانی نمی‏شود.

آری متعلق قضای حتمی و مشیت قاطعهء حقّ متعال،مورد رضا به قضاء است‏ چنانکه سید الشهدا(ع)در آخرین ساعت زندگی در میان خاک و خون می‏گفت: رضا بقضائک و تسلیما لأمرک لا معبود سواک.

و همچنین در خطبه‏ای که هنگام بیرون آمدن از مکه خواند فرمود:رضا اللّه‏ رضانا أهل البیت.

2. ممکن است کسی تصور کند که علم قطعی به حوادث قطعی غیر قابل‏ تغییر،مستلزم جبر است مثلا اگر فرض شود که امام علم داشته که فلان شخص‏ در فلان وقت و فلان مکان با شرایط معینی او را خواهد کشت و این حادثه به هیچ‏ وجه قابل تغییر نیست،لازمهء این فرض این است که ترک قتل در اختیار قاتل نبوده‏ برای وی مقدور نمی‏باشد یعنی قاتل مجبور به قتل باشد و با فرض مجبوریت‏ برای شخص مجبور تکلیفی نیست!

و این تصوری است بی‏پایه زیرا: اولا این اشکال در حقیقت اشکال است به عمومیت تعلّق قضاء الهی به‏ افعال اختیاری انسان(نه به علم امام)و طبق این اشکال طائفهء معتزله از سنّیها می‏گویند:تقدیر خداوندی نمی‏تواند به فعل اختیاری انسان متعلّق شود و انسان‏ مستقلا آفریدگار فعل خودش می‏باشد و در نتیجه انسان خالق افعال خود و خدا خالق بقیهء اشیاء!

در حالی که به نصّ صریح قرآن کریم و اخبار متواتره پیغمبر اکرم(ص)و ائمهء هدی(ع)همهء موجودات و حوادث جهان بدون استثناء متعلّق قضاء و قدر خداوندی عزّ اسمه است.

از راه بحث عقلی نیز مطلب روشن و آفتابی است اگر چه به واسطهء وسعت‏ اطراف آن نمی‏توانیم آن را در این مقالهء مختصر بگنجانیم.

آنچه به طور اجمال می‏شود گفت این است که در جهان هستی که آفرینش‏ خدا است چیزی جز با مشیت و اذن خداوندی به وجود نمی‏آید و مشیت خداوندی‏ به افعال اختیاری انسانی از راه اراده و اختیار تعلّق گرفته است،مثلا خداوند خواسته که انسان فلان فعل اختیاری را از راه اراده و اختیار انجام دهد و البته‏ بدیهی است فعل با این وصف لازم التحقّق خواهد بود و با این همه‏ اختیاری است؛زیرا اگر اختیاری نباشد اراده خداوندی از مرادش تخلف‏ می‏کند.

و ما تشاؤون الاّ ان یشاء اللّه ربّ العالمین. (2)

و ثانیا با صرف نظر در تعلّق قضاء و قدر به فعل اختیاری انسان،به نص‏ صریح کتاب و سنت متواتره،خداوند لوح محفوظی خلق فرمده که همهء حوادث‏ گذشته و آینده جهان را در آن ثبت کرده و هیچ گونه تغییری در آن راه ندارد و خود نیز به آنچه در آنست عالم است،آیا خنده‏دار نیست بگوییم که ثبت حوادث غیر قابل تغییر در لوح محفوظ و علم قبلی خداوند به آنها،افعال انسان را جبری‏ نمی‏کند.ولی اگر امام به برخی از آنها یا به همه آنها علم رساند،افعال اختیاری‏ انسان و من جمله فعل قاتل امام جبری می‏شود؟

3. اینکه ظواهر اعمال امام(ع)را که قابل تطبیق به علل و اسباب ظاهری‏ است،نباید دلیل نداشتن این علم موهبتی و شاهد جهل به واقع گرفت مانند اینکه‏ گفته شود:اگر سید الشهداء(ع)علم به واقع داشت چرا حضرت مسلم را به نمایندگی‏ خود به کوفه فرستاد؟چرا توسط صیداوی،نامه به اهل کوفه نوشت؟چرا خود از مکه‏ رهسپار کوفه شد؟چرا خود را به هلاکت انداخت و حال آنکه خدا می‏فرماید:

و لا تلقوا بایدیکم الی التّهلکة؟ (3)چرا؟و چرا؟

پاسخ همهء این پرسشها از نکته‏ای که تذکر دادیم روشن است و امام(ع)در این موارد و نظائر آنها به علومی که از مجاری عادت و از شواهد و قرائن به دست‏ می‏آید عمل فرموده و برای رفع خطر واقعی که می‏دانست هیچ گونه اقدامی نکرده؛ زیرا می‏دانست که تلاش سودی ندارد و قضاء حتمی تغییرپذیر نیست چنانکه خدای‏ متعال در کلام خود در سورهء آل‏عمران در برابر آنان که در جنگ احد گفته بودند اگر یاران کشته شده،پیش ما بودند نمی‏مردند و کشته نمی‏شدند می‏فرماید:

قل لو کنتم فی بیوتکم لبرز الذّین کتب علیهم القتل الی مضاجعهم (آل‏عمران،154)

بگوی اگر در خانه‏هایتان نیز بودید کسانی که برایشان قتل نوشته شده بود به سوی‏ خوابگاههای خود بیرون می‏آمدند.

(2)-سوره تکویر(81):29.

(3)-سوره بقره(2):195.



نوع مطلب : شرح دعای ندبه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is the Ilizarov method?
شنبه 18 شهریور 1396 04:32 ق.ظ
hello there and thank you for your information – I've
certainly picked up anything new from right here. I did however expertise a few technical points using this site,
as I experienced to reload the web site a lot of times previous to
I could get it to load correctly. I had been wondering if your web hosting is OK?

Not that I am complaining, but slow loading instances times will sometimes affect your
placement in google and could damage your high quality score if advertising and marketing with Adwords.

Well I'm adding this RSS to my email and could look out for much more
of your respective exciting content. Make sure you update this again very soon.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 06:43 ق.ظ
I like the valuable info you provide in your
articles. I'll bookmark your weblog and check again here frequently.

I am quite certain I'll learn a lot of new stuff right here!
Best of luck for the next!
How does Achilles tendonitis occur?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:48 ب.ظ
My spouse and I stumbled over here by a different web page and
thought I might check things out. I like what I see so
now i am following you. Look forward to exploring your web page
for a second time.
What do you do when your Achilles tendon hurts?
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:20 ق.ظ
Undeniably imagine that that you said. Your favorite justification appeared to be
at the net the simplest factor to understand of. I say to you, I certainly get annoyed even as other folks consider
worries that they plainly don't understand about. You managed to hit the nail upon the top as neatly as defined out the entire thing with
no need side-effects , folks can take a signal.
Will likely be again to get more. Thank you
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 08:30 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you!
By the way, how could we communicate?
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 03:03 ب.ظ
Great delivery. Great arguments. Keep up the great effort.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 02:32 ق.ظ
Hi there! I could have sworn I've been to your blog
before but after going through a few of the posts I
realized it's new to me. Anyhow, I'm definitely pleased
I stumbled upon it and I'll be bookmarking it and checking back regularly!
alizadeh
دوشنبه 27 شهریور 1391 01:45 ب.ظ
سلام دوست عزیزم.
وبلاگ شما را مطالعه کردم.
از اینکه با شما آشنا شدم خوشحالم.
از شما دعوت می کنم که از وب سایت ما هم بازدید کنید.
اگر مطالب براتون جالب بود، لطفاً لینک وب سایت ما را در قسمت پیوند های وبلاگتون قرار دهید.
متشکرم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر