تبلیغات
لحظات من ، نظرات من - ندبه13

ندبه13

نویسنده :باقر
تاریخ:یکشنبه 9 مهر 1391-11:53 ق.ظ

ندبه13 (جمعه 7 مهر 1391 برابر با 11 ذی القعده 1433) برابر با میلاد امام رضا علیه السلام

جمعیندی فراز اول دعای ندبه

مطلع سخن در دعای ندبه از حجج الهی است و از اولیاء الله. انسانهای پاک و مخلص که خدا را به خاطر خلق آنها، سپاس می گوییم. اولین شرط شکر و سپاس درک و معرفت نسبت به نعمت است. تا ارزش و اثر نعمت برای انسان معلوم نشود و نقش نعمت به باور تبدیل نگردد حس شکرگزاری بوجود نخواهد آمد. لذا در این فراز از دعا، موضوع شناخت اولیاء الهی (اعم از انبیاء و اوصیاء ) بطور اعم و موضوع امام شناسی بطور اخص مورد تاکید قرار گرفته است

نقش معرفت به امام علیه السلام

نقص در امام شناسی باعث انحرافات جدی می شود. جهل کلی نسبت به امام زمان خویش که مطابق متن صریح حدیث نبوی به مثابه جاهلیت اولی است و مرگ در حال جهل به امام همانند مرگ جاهلیت است(1) و جهل نسبی هم به میزان نسبتش باعث خسران و انحراف است. در بحث پیشین گفتیم استدلال منکران توسل بر پایه دو درک اشتباه است: یکی درک نادرست مفهوم توسل که آنرا هم وزن عبادت، پرستش و ... می دانند و دیگری درک ناصحیح از مقام انسان کامل. با اینکه اکثر برادران اهل سنت نسبت به اهل بیت پیامبر اظهار محبت و مودت می کنند؛ به زیارت قبورشان می شتابند؛ در ایام شهادت، ماتم زده اند و حتی دسته جات عزاداری راه می اندازند و بالاتر از اینها در برخی مناطق سنی نشین شمالغرب، در طول سال هیئات حسینی دارند و ایشان را امام خطاب می کنند ولی ایشان را متصف به صفات عالیه نمی دانند. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه خیلی به امیرالمونین اظهار محبت می کند و تعریفات زیادی دارد ولی از اصل قضیه غافل است. اهل سنت چون پیشوایان خود به پیشوایان ما نیز امام می گویند ولی واژه امام معصوم در فرهنگ و اعتقاد شیعه ریشه دارتر و بامسماتر است. اهل سنت به امامی علاقه دارند که منصوب از طرف خدا نیست، عصمت ذاتی ندارد، از علم بیکران و علم لدنی بی بهره است.

از طرف دیگر هرچه شناخت نسبت به مقام امام صحیح و عمیق باشد، زیبائیها و جذابیتها بیشتر نمود پیدا می کند. چون خدا جمیل است و چون انسان کامل خلیفه الله بود و مظهر کامل صفات الهی است، پس انسان کامل مظهر جمال خداوندی است. هرچه معرفت بیشتر، ظهور و تجلی زیبائیها بیشتر و در نتیجه عشق و علاقه بیشتر خواهد شد.

استاد فاطمی نیا بحث زیبایی دارد با موضوع جلال و جمال ائمه. در عبارت مختصر ایشان می گوید خیلی ها در طول تاریخ، شیعه نبوده و یا اصلا مسلمان نبوده اند ولی نسبت به امام علی یا امام حسین علیهما السلام علاقه شدیدی دارند. نظیر ابن ابی الحدید، جرج جردان، گاندی و ... ولی این علاقه منتج به شیعه شدنشان نشده است. چرا؟ برای اینکه اینها از دور یک منظره زیبا و دلنشینی را دیده اند و از درک عمق زیبایی عاجزند چراکه برای غوص در بحر بیکران زیبایی ها، طهارت لازم است و ورود برای همه مقدور نیست: لایمسه الا المطهرون (2)

آیا شناخت امام با عقل آدمی ممکن است؟

حال که شناخت مقام امامت از اهمیت وافری برخوردار است و نجات و تباهی فردی و جمعی در سایه این شناخت قرار دارد از چه راه یا راههای می توان به این شناخت دست یازید. آیا عقل می توان رهنمون باشد. گرچه عقل نقش بی بدیلی در هدایت و شناخت و تمیز  کجی ها و راستی ها دارد ولی در برخی موارد تنها می تواند کمک کننده باشد و اتکا به آن نتیجه کاملی نخواهد داد. برای تبیین و اثبات موضوع به حدیثی از کتاب شریف اصول کافی تمسک می جوییم. متن کامل حدیث در پی نوشت خواهد آمد.

عبدالعزیز بن مسلم گوید: ما در ایام حضرت رضا علیه السلام در مرو بودیم، در آغاز ورود، روز جمعه در مسجد جامع انجمن كردیم، حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم را در آن زمینه بازگو مى‏كردند، من خدمت آقایم رفتم و گفتگوى مردم را در بحث امامت بعرضش رسانیدم حضرت علیه السلام لبخندى زد و فرمود: اى عبدالعزیز این مردم نفهمیدند و از آراء صحیح خود فریب خورده و غافل گشتند... همانا امامت قدرش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلش عالى‏تر و مكانش منیعتر و عمقش گودتر از آنستكه مردم با عقل خود به آن رسند یا به آرائشان آن را دریابند. (3)

در روایت فوق مقام امامت به حدی رفیع و منیع ذکر شده که عقول را راهی بر آن نیست

برو این دام بر مرغی دگر نه      که عنقا را بلند است آشیانه

یکی از دلایل نقص شناخت عقلی

مرکز اعتقادات و باورهای انسان، قلب اوست. میزان درستی یا ناپاکی هرکس از قلب او مشخص می شود. ولی در دنیا و در میان ابزارهای دنیوی هیج سنجه ای برای سنجش حالات قلب وجود ندارد. لذا در دنیا حکم بر اساس رفتار آدمی است. ملاک ظاهر افراد است و از باطن انسان، خدا خبر دارد. گزاره فوق درباره شیوه قضاوت در مورد انسانها درست است و توصیه دین هم هست. از طرفی راهکار دیگری هم وجود ندارد چرا که راهی برای دسترسی به حالات قلبی نیست. ادارات و سازمانها برای داوطلبان ورود، سیستم های گزینشی طراحی کرده اند ولی همه آنها بر اساس رفتار و گفتار آدمی است.

حال که تنها راه شناخت که در اختیار بشر است را دانستیم باید گفت با این راه مقام امامت شناخته نمی شود. فراموش نکنیم اشاره شد که ما راه دیگری برای شناخت نداریم و تنها راه موجود هم برای شناخت مقام انسان کامل نتیجه بخش نیست؛ حتی مضر هم است. علت این است؛ رفتارها و گفتارهای ائمه هدی براساس مقتضیات زمانی، مخاطب شناسی، بحث تقیه و ... است. در طول تاریخ طرفداران اهل بیت به خاطر تبعیت از شناخت رفتاری، منحرف شده اند. یکی از مثالهای بارز آن، فرقه زیدیه هستند. به اختصار، قیام سیدالشهداء علیه السلام برای برخی چنین تحلیل شد که امام، کسی است که دست به شمشیر برد و در برابر ظلم و فساد از پا ننشیند. ثمره چنین فکری انحراف و تمایل به جناب زید رحمت الله علیه بود. با اینکه ایشان هیچ وقت ادعای امامت نکرد.

راههای شناخت مقام امامت

 

برخی اوصاف امام در حدیث رضوی

در حدیث یاد شده وصفهای زیبایی از مقامت امامت بیان شده که به برخی از آنها اشاره می شود.

وَ جَلّ بِهَا إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلَ ع بَعْدَ النّبُوّةِ وَ الْخُلّةِ مَرْتَبَةً ثَالِثَةً وَ فَضِیلَةً شَرّفَهُ بِهَا : مقام امامت بالاتر از مقام نبوت است. این سخن گاها بر اثر کج فهمی به ابزاری برای شبهه افکنی می شود. منظور از این سخن چنین نیست که برخی پنداشته اند که امامان برتر از پیامبر اکرم علیهم السلام هستند. بلکه صحبت از مقام امامت و مقام پیامبری است. برخی پیامبران نبی بوده اند و برخی به رتبه رسول نیز رسیده اند و اندکی از ایشان به مقام امامت نائل آمده اند. که حضرت ابراهیم از آن جمله است و در قرآن بدان تصریح شده است.(4) با این اوصاف امامان معصوم علیهم السلام که چه بسا از کودکی به مقام امامت رسیده اند از تمامی پیامبران غیر از پیامبر اعظم، حضرت محمد صلی الله علیه و آله برتر بوده اند.

إِنّ الْإِمَامَةَ زِمَامُ الدّینِ وَ نِظَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ صَلَاحُ الدّنْیَا وَ عِزّ الْمُؤْمِنِینَ : برپایی دین ناب و به سامان رسیدن آمال جامعه اسلامی در سایه تبعیت از امام است چرا که ایشان آشنا به مصالح دینا و عقبی هستند. مومنین تنها با امام به عزت می رسند و زبونی و خواری دنیای اسلام در عصر حاضر به سبب دوری از امام معصوم است. آیه لیظهره علی الدین کله (5) بدون امام به ثمر نمی رسد.

بِالْإِمَامِ تَمَامُ الصّلَاةِ وَ الزّكَاةِ وَ الصّیَامِ وَ الْحَجّ وَ الْجِهَادِ : برخی می گویند وهابیها بهتر از ما به نماز می ایستند گرچه این سخن جواب زیادی دارد و توجه آنها بیشتر از آنکه منبعث از نیات و اعتقادات باشد ناشی از دوربین ها و قوانین سخت و نیز فقه آنان است. ولی با این همه طبق فرمایش امام رضا علیه السلام: نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو

الْإِمَامُ كَالشّمْسِ الطّالِعَةِ الْمُجَلّلَةِ بِنُورِهَا لِلْعَالَمِ : روشنی دنیا از نورافشانی امام است. هم به لحاظ تکوینی هرچه زمینیان و آسمانیان روزی می خورند به یمن وجود ایشان است و هم به لحاظ تشریعی هرکه هدایت یافت به نور ایشان است. گرچه اکنون خورشید پشت ابر است ولی باز نور آن عالم گیر است و با او شب و روز معنا می شود.

الْإِمَامُ الْبَدْرُ الْمُنِیرُ : ماه ، خود نور ندارد بلکه نور را برمی تابد. امام نیز نور خدا را برمی تابد. گذشته از آن ماه، مظهر زیبایی است

دیشب جما رویت تشبیه ماه کردم   تو خوبتر زماهی من اشتباه کردم

بنابراین هیچ زیبارویی به زیبایی و جذابیت امام نمی رسد

شانیده رتبه ده بی بدلسن     هر گوزلدن آقا سن گوزلسن

الْإِمَامُ الْأَنِیسُ الرّفِیقُ : قدما گفته اند قبل از دوستی، دوست را بیازمای. هر کسی را دوست خود قرار مده. بهترین دوستان آدمی، امامانند. اگر کسی با امام دوستی کند، ایشان رفیق خوبی برای او خواهند بود. اگر انسان این رفاقت را بچشد، شیرینی و گوارایی آن را می یابد. در سیره ‌ی ائمّه علیهم السّلام می خوانیم کسانی که با امام زمانشان رفاقت کرده اند، به خیر دنیا و آخرت دست یافته اند. نمونه ای از این رفاقت در سیره‌ی امام صادق علیه السّلام به چشم می خورد:

هاشم بن حکم می گوید: یکی از اشراف اهل کوهستان وضع مالی خوبی داشت و هر سال حج به جای می آورد. هر وقت که می خواست به حج برود در مدینه مهمان امام صادق علیه السّلام می شد و با حضرت رفیق شده بود. حضرت هم با لطف خود یکی از خانه هایی را که در اختیارشان بود به او واگذار می کردند و او در مدینه میهمان حضرت بود. یک سال ده هزار درهم به امام داد و از ایشان خواست خانه ای در مدینه برایش تهیه کنند تا دیگر مزاحمت زیادی برای امام علیه السّلام ایجاد نکند و خودش عازم حج شد. پس از بازگشت، خدمت حضرت رسید و عرض کرد: فدایتان شوم آیا برای من خانه خریدید؟ حضرت فرمودند: بلی. و برگه ای را به دست او دادند که در آن نوشته بود:

«به نام خداوند بخشاینده مهربان. این است آن چه جعفربن محمّد برای فلانی پسر فلانی اهل کوهستان خریده است. برای او خانه ای در بهشت خریده که یک همسایه اش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یک طرفش امیرالمؤمنین علیه السّلام و سوی دیگرش امام حسن علیه السّلام و طرف چهارم آن امام حسین علیه السّلام است. »

سند را دست او دادند. مرد گفت: خدا مرا فدای شما گرداند. راضی شدم. حضرت فرمودند: من پول تو را بین فرزندان امام حسن و امام حسین علیهما السّلام تقسیم کردم. امیدوارم خدا این را بپذیرد و ثواب تو را بابت این کار بهشت قرار دهد. مرد کوهستانی به سوی شهر خویش رفت و سند را با خود برد. هنگام مرگ وصیّت کرد سند را با او دفع کنند. نزدیکانش هم به این وصیّت عمل کردند. فردا صبح که سر قبرش آمدند دیدند سند روی قبر است و روی آن نوشته شده: «قسم به خدا جعفر بن محمّد علیه السّلام به آن چه فرموده بود وفا کرد. » (6)

هر کس طعم دوستی با امام را بچشد، می فهمد که این مونس رفیق، بهترین نعمت ها را برای دوستش فراهم می سازد و چیزی را نصیبش می کند که انتظار آن را هم نداشته است.

الْوَالِدُ الشّفِیقُ وَ الْأَخُ الشّقِیقُ وَ الْأُمّ الْبَرّةُ بِالْوَلَدِ الصّغِیرِ : یک پدر دلسوز در مقابل فرزند خود احساس مسؤولیّت می کند و نگران اوست. پدر بیش از آن که به فکر راحتی خود باشد، به آسایش فرزندش می اندیشد. می کوشد تا بهترین امکانات را برای او فراهم کند و در مقابل زحمتی که می کشد، هیچ توقّعی ندارد. پدر و مادر با دیدن آسایش فرزندشان خوشحال می شوند و از «احسان» و محبّت به فرزند خود لذّت می برند. اگر شاهد موفّقیّت و پیشرفت او باشند، واقعاً شادمان می شوند. در مقابل، اگر خدای ناکرده یک نقیصه یا عیب و مشکلی برای فرزند پیدا شود، حقیقتاً آن را مشکل خود می دانند. حتّی اگر فرزندشان بزرگ باشد، باز هم نسبت به او همان حالت را دارند. این حالت پدر و مادر، برخاسته از محبّت قلبی آنهاست. وادی محبّت، وادی خاصی است و تا کسی اهل آن نباشد، ظرائف و لطائف آن را درک نمی کند. اگر کسی پدر یا مادر نباشد، نمی تواند احساس آنها را نسبت به فرزندشان درک کند.

از طرف دیگر، خطای فرزند هم موجب ناراحتی پدر و مادر می شود. آنها در مقابل دیگران خود را مسؤول رفتار فرزندشان می دانند. به عنوان مثال، اگر بچه در مدرسه کار خلافی انجام دهد و به شکلی خبر آن به پدر و مادر برسد، آنها بسیار ناراحت و از رفتار فرزندشان خجالت زده می شوند و از اولیای مدرسه عذرخواهی می کنند. توّجه داریم که فرزند خطا کرده، ولی پدر، عذر می خواهد؛ چون فرزند منسوب به پدر است. پس یکی از خصوصیات پدر دلسوز این است که نسبت به کارهای خوب یا ناشایست فرزند خود بی تفاوت نیست و گناهان او را به گردن می گیرد.

امام علیه السّلام هم که حقیقتاً پدر دلسوز امّت خود هستند، از گناهان شیعیان بسیار آزرده می شوند و خطاهای آنها را منسوب به خود می دانند. معصومین علیه السّلام که خود را نزد خداوند گناهکار و مقصر می دانند، یکی از وجوه استغفار و توبه‌ی ایشان، به گناهان شیعیان آنها مربوط می شود. لذا در آیات و روایات، مکرر نقل شده که پیامبر صلی الله علیه و آله چه اندازه نگران امّت خود بوده اند و همواره خبر بخشوده شدن امّت برایشان بشارت بزرگی بوده است.

به عنوان مثال در ابتدای سوره ی فتح می خوانیم:

«انا فتحنا لک فتحاً مبیناً. لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر. » (7)

(ای پیامبر) ما برای تو، فتح آشکاری قرار دادیم تا خداوند گناهان گذشته‌ی دور و نزدیک تو را ببخشاید.

پیامبر صلی الله علیه و آله نه تنها از گناه، معصوم بوده، بلکه از ترک اولی هم مصون بوده اند. پس منظور از بخشوده شدن ایشان چیست؟

امام هادی علیه السّلام به این سؤال پاسخ روشنی داده اند:

درباره‌ی قول پروردگار که به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

«برای این که گناهان گذشته‌ی دور و نزدیک تو را ببخشایم» از امام هادی علیه السّلام سؤال شد. حضرت فرمودند: پیامبر صلی الله علیه و آله چه گناهی در گذشته‌ی دور و نزدیک داشته است؟ (یعنی ایشان گناهی نداشته اند) همانا خدا گناهان شیعیان امیرالمؤمنین علیه السّلام را - چه آنها که گذشتند و چه آنها که ماندند - بر پیامبر صلی الله علیه و آله بار کرد و سپس آنها را برای حضرتش بخشود. (8)

امام زمان علیه السّلام که وارث پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السّلام هستند، همین حالت را نسبت به شیعیان خود دارند. چرا که این حالت، مقتضای «الوالد الشفیق» بودن آن امام همام است. لذا ما در زیارت آل یس به امام عصر علیه السّلام این گونه سلام می دهیم:

«السلام علیک حین تحمد و تستغفر. » (9)

سلام بر تو آن گاه که (خدا را) حمد می کنی و (از او) طلب مغفرت می نمایی.

وقتی ما توّجه کنیم که در حالی به امام زمانمان سلام می کنیم که حضرتش به خاطر گناهان ما در پیشگاه خدای مهربان - شرمسار و سر به زیر افکنده - طلب عفو می نمایند، حال دیگری پیدا می کنیم. اگر ما دوست دار این پدر مهربان باشیم، نمی توانیم خجلت ایشان را به جهت کارهای زشت خود تحمّل کنیم.

راستی امام عصر علیه السّلام تا چه اندازه باید به خاطر کارهای بد شیعیانشان در پیشگاه الهی احساس شرمندگی کنند؟! به همین جهت است که ائمّه ی اطهار علیهم السّلام از شیعیان خود خواسته اند که:

«کونوا دعاه الی انفسکم بغیر السنتکم و کونوا زیناً و لا تکونوا شیناً. » (10)

(مردم را) با غیر زبان هایتان به سوی (مذهب) خود دعوت کنید و (برای ما) زینت (مایه ی آبرومندی) باشید و مایه ی ننگ نباشید.

لطف پدرانه ی امام علیه السّلام همواره شامل حال شیعیان است، ولی متأسّفانه اغلب شیعیان از این امر مهم غافلند. امام عصر علیه السّلام وظیفه ی پدری خود را در هر زمان انجام داده و می دهند، ولی آیا فرزندان ایشان هم در مقابل این پدر دلسوز به وظیفه ی خود عمل می کنند؟! آن حضرت نه تنها پدر دلسوز امّت، بلکه مادر نیکوکار نسبت به بچه ی کوچک هم هستند. علاقه و محبّت مادر به بچه ی کوچک بسیار روشن است و بالاترین مظهر محبّت به شمار می آید؛ چرا که بچه کوچک بیشتر نیازمند رسیدگی و توجّه است.

ما شیعیان باید باور کنیم که محبّت امام عصر علیه السّلام به ما، مجموع محبّتی است که یک پدر دلسوز و یک مادر مهربان نسبت به فرزند کوچک خود دارند و باید قدر این نعمت بسیار بزرگ الهی را بدانیم و آن را پاس بداریم.

مروری بر اوصاف امام در دعای ندبه

مخاطب اصلی دعای ندبه، پرودگار عالمیان است. و به جز قسمتی کوتاه که به جستجوی امام غایب می پردازیم در سایر دعا به خداوند به نجوا می نشینیم. در فراز اول دعا صیغه همه فعلها مخاطب است. یعنی خداست که امامان معصوم علیهم السلام را خالص گردانیده، اوست که فرشتگان را گسیل می دارد و به اطاعت و نصرتشان وامی دارد، اوست ایشان را مورد قرب و لطف قرار می دهد، اوست که از علم لم یزلی عطا می کند، اوست که ایشان را وسیله قرار داده و مردم را به توسل می خواند. لذا بوی شرک فهمیدن از این سخنان، عناد است.

چون دست خدا در کار است؛ لذا هر کسی را یارای رسیدن به چنین مقامی نیست. لا ینال عهدی الظالمین(11)

هر جمله این قسمت از دعا، دلیل و پیش نیازی است بر جمله بعدی.

با اینکه دست خدا در کار است و او من یشاء عمل می کند ولی تا ظرفیت لازم در کسی نباشد خداوند افاضه نمی کند چرا که او حکیم نیز هست. پس اول ایشان را آزمود سپس به مقام قرب رسانید و نعمتها و لطفهای خاص خود را عطا نمود.

امام منتظر ماست

آیت الله ناصری(12) : زمانی که کودک بودم و به همراه پدرم در نجف زندگی می کردیم، پیرمردی بود بنام شیخ محمد کوفی. ایشان هر هفته برای زیارت به نجف می آمد و به سبب دوستی با پدرم، به منزل ما می آمد و با پدرم انس می گرفت.

روزی شیخ محمد کوفی گفت: 21 یا 23 (13) ماه مبارک رمضان در پیش بود برای احیا و شب زنده داری آن قصد نموده و به مسجد کوفه رفتم. جای مناسبی اختیار کرده و موقع افطار نماز خواندم و سفره افطار را گشودم. به خود گفتم اندکی بخوابم و سپس برای عبادت و تهجد بپا خیزم. خوابیدم. وقتی بیدار شدم تاریکی رفته بود و روشنایی فراگیر بود. سخت ناراحت شدم. عجب خواب مرگی بود. ایکاش نمی خوابیدم. از تهجد ماندم. نماز صبحم هم قضا شد. با ناراحتی و افسردگی تمام به قصد وضو و قضای نماز صبح بلند شدم. از موضع غیرمعروف امیرالمونین که رد می شدم دیدم شخصی خوابیده و دو نفر همراه ایشان نشسته اند تا مرا دیدند گفتند: شیخ محمد بیا و بنشین. من هم فارغ از نیت قبلی خود رفتم و نشستم. گفتم این شخصی که خوابیده کیست؟ گفتند: این سید عالَم است. در دل گفتم شاید منظورشان سید عالِم و درس خوانده و ملا است و اشتباه لفظی رخ داده لذا گفتم ایشان سید عالِم هستند؟ گفتند: نه ایشان سید عالَم هستند. باز به دل گفتم این عربها فرق عالَم و عالِم را نمی دانند.

مدتی گذشت و آقای خوابیده بلند شده و طلب آب کردند. یکی به سرعت ظرفی از آب آورده و تقدیم کرد. آن بزرگوار  اندکی آشامید و به من تعارف کرد. من ابا کردم به گمان اینکه روزه ام. (14)

یکی از ایشان گفت: آقا اجازه می دهی شیخ محمد را نیز از خودمان کنیم. فرمود: باید امتحان دهد، چند امتحان در پیش رو دارد. ایشان را ترک کرده و وضو ساختم به مسجد که برگشتم، تاریکی مطلق همه جا را فراگرفته بود گویی شب دوباره بازگشته. از یکی پرسیدم ساعت چند است گفت : نیمه شب

آیت الله ناصری می گوید: من پرسیدم شیخ از امتحان ها چه خبر؟ شیخ سر به زیر افکند و آرام گفت: رفوزه شدم.

پی نوشت:

1.       من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه

2.       واقعه 79

3.       اصول كافى جلد 1 صفحه: 283 روایة: 1

4.       بقره 124

5.       توبه 33

6.       بحارالانوار: ج 47 ص 134

7.       فتح 1و2

8.       تفسیر کنز الدقائق: ج 12 ص 269

9.       احتجاج طبرسی: ج 2 ص 316

10.   اصول کافی: کتاب الایمان و الکفر، باب الورع، ح 9

11.   بقره 124

12.   ایشان از علمای اخلاق حوزه علمیه اصفهان هستند.

13.   تردید از راوی است.

14.   حاج آقا فروغی : گفتند شیخ بنوش! دیگر آرزویش می کنی ولی بدست نخواهی آورد!



نوع مطلب : شرح دعای ندبه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can exercise increase your height?
پنجشنبه 23 شهریور 1396 01:32 ب.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this
matter to be really something which I think I would never
understand. It seems too complex and extremely broad for
me. I am looking forward for your next post, I'll try to get the hang of it!
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 03:38 ب.ظ
It's difficult to find well-informed people in this particular topic, however, you sound like
you know what you're talking about! Thanks
foot pain ball
دوشنبه 5 تیر 1396 05:27 ق.ظ
Hello there, You have done a great job. I will
definitely digg it and in my opinion suggest to my friends.
I'm sure they will be benefited from this web site.
TiaBrengettey.bravesites.com
دوشنبه 1 خرداد 1396 06:21 ق.ظ
What's up mates, good post and nice urging commented here, I am in fact enjoying by these.
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 07:50 ب.ظ
Hi there! I know this is kinda off topic however , I'd figured
I'd ask. Would you be interested in trading links or maybe guest writing a blog article or vice-versa?
My blog goes over a lot of the same subjects as yours and I think we could greatly benefit from each other.
If you're interested feel free to send me an email. I look forward
to hearing from you! Awesome blog by the
way!
حسابدار
یکشنبه 9 مهر 1391 09:48 ب.ظ
سلام
بابت اینکه خواستین من نظرم رو درباره ندبه ها بنویسم باید عذرخواهی کنم.. من تو این حیطه صاحب نظر نیستم که بتونم حرفی درخورِ موضوع شما عرض کنم. فقط میتونم از محتوای مفیدش استفاده کنم.. و ممنونم بابت نگارش این ندبه ها
رضوان
یکشنبه 9 مهر 1391 05:32 ب.ظ
سلام برشما دوست عزیز
............................
بسیار عالی بود
پیامبر گرامی صلّی الله علیه و آله و سلّم انحراف گرایان از خطّ عقیده به امامت را که از شناخت امام راستین عصر خود سر باز می زنند، جاهلیّت گرا و به عنوان کسی که به دوران جاهلیّت عقب گرد نماید، تعبیر کرده و لذا فرمودند:
«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِف إمامَ زَمانِهِ، ماتَ مَیْتَةً جاهِلیّةً («اصول کافی»، ج 1، ص 375)
: کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، مرگ او مانند مرگ افراد دوران جاهلیّت است.»

در واقع این حدیث نشانگر صدور یک فرمان قطعی اسلامی از ناحیه پیامبر است، و با صراحت و تأکید توجّه عموم را به دو امر مهم جلب می نماید:
1- پیامبر اسلام با اضافه کردن کلمه «امام» به کلمه «زمان» ضرورت وجود امام جامع الشرائط و قابل شناخت را در هر عصر و زمانی (هر چند تنها یک نفر مسلمان وجود داشته باشد) جهت پیروی از او اعلام فرموده، و چنین امامی جز با امامان معصوم علیه السّلام شیعه که آخرین آنها حضرت مهدی، حجّة بن الحسن العسکری (عج) است، نمی تواند با کسی منطبق گردد.
2- از اینکه پیامبر گرامی صلّی الله علیه و آله و سلّم با اضافه کردن «مَیْتَةً» به کلمه «جاهلیَّةً» مرگ فاقد چنین شناختی را مرگ جاهلی توصیف کرده، معلوم می شود که این امام همانند پیامبر، رابطه بین خلق و خالق است، که نشناختن آن عیناً بسان نشناختن پیامبر، موجب گمراهی خواهد بود.
بدین ترتیب و بر اساس نظریّه شیعه، رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم با ایراد این حدیث شریف، امامت افراد غیر معصوم و جائز الخطاء در تبلیغ و اجرا احکام اسلام را، نفی و غیر قابل و در آخر جاهلیّت گرائی خوانده، و این بیان چیزی است که شیعه در طول قرنها به آن معتقد بوده است. («مهدی منتظر در نهج البلاغه»، ص 9)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر