تبلیغات
لحظات من ، نظرات من - هنر به این می گویند

هنر به این می گویند

نویسنده :باقر
تاریخ:پنجشنبه 28 دی 1391-12:18 ب.ظ

دیشب فیلمی از شبکه 1 پخش شد بنام گروه ضربت. در ابتدای آغاز فیلم، صحنه ای به نمایش در آمد که فردی به چالاکی تمام از دست گروه ضربت در می رفت و این گروه با حوصله تمام بدو بدو راه انداخته بودند. اصلا از سلاح های سرد و گرم استفاده نکردند و بعد از کلی تلاش وی را دستگیر و محترمانه بازداشت کردند. در حالی که همین کشورها شوکری ساخته اند که از چندین متری ماهیچه های پاهای طرف را قفل می کند.

این ها وحشی گری خودشان را چه خوب و رمانتیک نشان می دهند و فیلمسازان ما برای بدست آوردن جوایز آن ور آبی چه سیاه نمایی که نمی کنند. از اینها یاد بگیریم حداقل مثل اینها نمی توانیم خودمان را خوب نشان دهیم بیاییم وارونه نمایی هم نکنیم.



نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 09:04 ق.ظ
A motivating discussion is worth comment. There's no
doubt that that you ought to publish more on this topic, it may not be
a taboo matter but generally people don't discuss such subjects.
To the next! Cheers!!
http://sharitahorimoto.weebly.com
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 09:37 ق.ظ
Hi there just wanted to give you a quick heads up.
The words in your post seem to be running
off the screen in Internet explorer. I'm not sure if this is a format issue or something
to do with browser compatibility but I figured I'd post to let you
know. The design and style look great though! Hope you get
the issue solved soon. Kudos
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 05:00 ب.ظ
I always used to read post in news papers but now as I am a user of internet therefore from now I am using
net for content, thanks to web.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 12:15 ب.ظ
It's actually a cool and helpful piece of information. I am satisfied that you simply shared this useful information with
us. Please stay us up to date like this. Thank you for sharing.
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 03:38 ب.ظ
I am actually thankful to the holder of this web site who has shared this wonderful
post at at this place.
ح.ژ
سه شنبه 10 بهمن 1391 01:14 ب.ظ
هم فال است و هم تماشا. یک تیر است و دو نشان. با انجام این كار، می توان به دو آرزو دست یافت و دو مطلوب زندگی را با كمترین هزینه دارا شد.
بقرای ادامه مطلب به آدرس
http://serat.mihanblog.com/post/226
مراجعه و با نظرهای زیبا و سازنده خود ما را در ارائه مطالب مفید یاری نمایید.
ح.ژ
جمعه 6 بهمن 1391 09:52 ق.ظ
قدم می زد و با خود حرف می زد.راه می رفت و با خود نجوا می کرد.آخر دریچه ای،راهی، چاره ای.
به که می توانست بگوید که چه در سر دارد.می خواست گلستانی را برای پروانگان عاشق به پا کند،تا آنان که دل به پنجره فولاد خورشید مهربانی گره زده اند،بتوانند چند صباحی به پابوس مولای خویش آیند.
آخر نمی توان با این دست کوچک میخانه ای به پا کرد تا آنان که از یک سو شوق زیارت جانشان را به لب آورده و از دیگر سو زنجیر فقر پای رفتن را از آنان سلب کرده،بتوانند شهد شیرین وصال را جرعه جرعه سرکشند و مستانه رضا رضا کنند.
چاره چیست؟
برای ادامه مطلب به آدرس زیرمراجعه و برای تقدیم مطالب بهتر مرا به جرعه ای از محبت خویش بنوازید
http://serat.mihanblog.com/post/216
مهران
سه شنبه 3 بهمن 1391 12:38 ب.ظ
سلام...شما به مطلب<< نظرت درمورد متن زیر ؟>>
از شما تقاضا میشود که ما را از نظرات زیبا خودتون بهره مند سازید
با تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر