تبلیغات
لحظات من ، نظرات من - ندبه 10.1

ندبه 10.1

نویسنده :باقر
تاریخ:دوشنبه 16 مرداد 1391-10:04 ق.ظ

ندبه10 (جمعه 13 مرداد 1391 برابر با 14 رمضان 1433)

و کرّمتَهم بوحیک

ترجمه: و ایشان را با وحی گرامی داشتی.

تاثیر ملائک بر جهان و زندگی انسانها

برخی از زمانها و برخی مکانها واجد نزول ملائکه هستند. شب قدر لحظات تنزل الملائکه و الروح را به همراه دارد. محضر امام حاضر، امام عصر و زمان ، محل فرود و صعود فرشتگان است. حرم امامان معصوم همچون حرم امام رئوف، علی بن موسی الرضا علیه السلام مختلف و محل آمد و شد فرشتگان است. محضر اولیای الهی چه حضور حیاتی و چه قبر ایشان مملو از فرشتگان هستند. در روایات مختلف اعمال و آدابی جهت جلب حضور فرشتگان و پرهیز از رفتارهای مانع شونده یاد شده است. با این اوصاف حضور ایشان چه تاثیری در زندگی آدمها دارد؟

وحی چیست؟

وحی به معنای انتقال مفاهیم به صورت پنهانی و سریع است.(1) با اینکه در علوم اسلامی وحی تنها به ابلاغ پیام الهی اطلاق می شود و مقصد پیام هم منحصرا پیامبران هستند ولی در آموزه های قرآن چنین محدودیتی نیست. به عبارتی دیگر این مفهوم یکی از مصادیق وحی می باشد. در مکتب قرآن، هر انتقالی که به صورت پنهانی و سریع باشد چه از ناحیه خداو چه فرشتگان و انسانها و حتی شیاطین وحی است و مقصد این پیام نیز می تواند انسانها، فرشتگان و شیاطین و حتی حیوانات باشند. نظر به اینکه دعای شریف ندبه ، جزء منابع سرشار اعتقادی و اخلاقی است لذا تعریف قرآن از وحی ارجحیت دارد.

در قرآن کلمه وحی با مشتقاتش 72 بار ذکر شده و در تقسیم بندی گونه های کاربرد این کلمه می توان 10 مصداق و مفهوم آورد:

الف. تقدیر الهی در نظام هستی

در برخی آیات قرآن کریم، «وحی» بر تقدیر الهی در نظام و پدیده‏های عالم اطلاق شده است؛ از جمله این آیه: «یومئذٍ تُحدِّثُ اخبارَها باَنَّ ربَّکَ اوحی لها»)2)؛ آن روز است که (زمین) خبرهای خود را باز گوید که پروردگارت بدان وحی کرده است. در آیه دیگری آمده است: «و اوحی فی کل سماءٍ امرَها» (3)؛ و در هر آسمانی امرش را وحی نمود.

ب. هدایت غریزی

آیاتی از قرآن کریم از هدایت حیوانات به وحی تعبیر می‏کنند؛ مثلاً، می‏فرماید: « و اوحی ربُّک الی النَّحلِ انِ اتّخذی من الجبال بیوتا» (4)؛ و پروردگارت به زنبور عسل وحی کرد که از کوه‏ها خانه‏هایی برگزین.

ج. القای شیطانی

یکی دیگر از موارد کاربرد وحی در قرآن، القای شیطانی است.

قرآن کریم می‏فرماید: «انَّ الشیاطین لیوحون الی اولیائِهم.» (5)؛ به راستی شیطان‏ها به دوستان خود القا می‏کنند.

نیز می‏فرماید: «و کذلکَ جعلنا لکل نبیٍّ عدّوا شیاطین الانسِ و الجنِّ یوحی بعضُهم الی بعضٍ زخرفَ القول غرورا.» (6)؛ و بدین‏گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطان‏های انس و جن قرار دادیم که بعضی از آنان به بعض دیگر، برای فریب، سخنان آراسته القا می‏کنند.

د. اشاره پنهانی

از دیگر موارد کاربرد «وحی» در قرآن کریم، «اشاره» است. هنگامی که حضرت زکریا علیه‏السلام بشارت به فرزند داده شد، برای اطمینان، نشانه‏ای طلبید. در پاسخ به این درخواست، سه روز زبان او جز به تسبیح خداوند بند آمد و مجبور شد به قوم خود مقصودش را با اشاره برساند. قرآن کریم می‏فرماید: «فخرَج علی قومِه مِن المحراب فاوحی الیهم ان سبّحوا بکرةً و عشّیا» (7)؛ پس، از محراب بر قوم خویش درآمد و با اشاره به آنان فهماند که صبح و شام [خدا را] تسبیح گویید.

آیه دیگری در بیان این ماجرا، به جای «وحی»، «سخن رمزی» را آورده است (8)

ه . الهام

قرآن کریم بر «الهام» نیز واژه «وحی» اطلاق کرده است. در مورد الهام به مادر حضرت موسی علیه‏السلام می‏فرماید: «و اوحینا الی اُمِّ موسی ان ارضعیه فاذا خفتِ فالقیه فی الیَمِّ» (9)؛ و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر ده، پس چون بیم‏ناک شدی، او را در دریا (ی نیل) بیفکن. و نیز در مورد «حواریان»می‏فرماید: «اذا أوحیتُ الی الحوارییّنَ اَن آمِنوا بی و برسولی»؛ (10)؛ و به حواریان وحی کردیم که به من و فرستاده‏ام ایمان آورید.

و. پیام الهی به فرشتگان

از دیگر موارد کاربرد «وحی» در قرآن کریم، اطلاق وحی بر پیام الهی به فرشتگان است. قرآن می‏فرماید: «اذ یوحی ربُّکَ الی الملائکة اَنّی معکم فثبِّتوا الّذینَ آمنوا» (11)؛ هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد که من با شما هستم، پس آنان را که ایمان آورده‏اند، استوار سازید.

ز. فرستادن روح به پیامبر

قرآن برای بیان فرو فرستادن روح به پیامبر اکرم از فعل وحی استفاده کرده است: «و کذلک اوحینا الیکَ روحا من امرنا ما کنتَ تدری ما الکتاب و لا الایمانُ و لکن جعلناهُ نورا نهدی به من نشاءُ من عبادنا و اِنَّک لتهدی الیَ صراطٍ مستقیمٍ.» (12)؛ همین‏گونه روحی از (سنخ) امر خودمان به سوی تو فرستادیم. تو نمی‏دانستی کتاب چیست و نه ایمان (کدام است)، ولی آن را نوری گردانیدیم که هرکسی از بندگان خود را بخواهیم، به وسیله آن راه می‏نماییم و به راستی که تو به راه راست هدایت می‏کنی.

ح. تأیید عملی پیشوایان

از دیگر موارد کاربرد «وحی» در قرآن کریم، بنا به تفسیر برخی از مفسّران، در معنای «عصمت و توفیق عملی پیشوایان الهی» است. قرآن کریم می‏فرماید: «وجعلنا هم ائِمّةً یهدونَ بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و إقام الصلوة و ایتاء الزکوة و کانوا لنا عابدین» (13)؛ ایشان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می‏کردند و به آنان انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و ما را پرستندگان بودند.

مرحوم علّامه طباطبائی در مواضع متعددی از تفسیر المیزان از جمله در تفسیر آیه مذکور، با استفاده از عبارت و أوحینا الیهم فعل الخیرات» «وحی تسدیدی» را به معنای عصمت عملی پیشوایان الهی مطرح می‏کنند.

ط. ارتباط رسالی

بیش‏ترین کاربرد قرآنی «وحی» در معنای «ارتباط رسالی» پیامبران است که در میان اهل شریعت و دانشمندان علم کلام، عنوان معنای اصطلاحی پیدا کرده و آن عبارت است از: « تفیهم اختصاصی از جانب خداوند به بنده برگزیده که مأمور هدایت مردم می‏باشد.» واژه «وحی» در قرآن کریم، بیش از 60 مورد در این معنا به کار رفته است؛ مانند: «انّا اوحینا الیکَ کما اوحینا الی نوحٍ و النَّبیینَ من بعدهِ» (14)؛ ما به تو وحی کردیم؛ همچنان‏که به نوح و پیامبران پس از او وحی کردیم. و نیز: «کذلکَ یوحی الیکَ و الیَ الّذینَ من قبلکَ اللّه العزیزُ الحکیمُ» (15)؛ خدای شکست‏ناپذیر با حکمت این چنین به تو و کسان پیش از تو وحی می‏کند. این ارتباط به چند صورت می‏تواند باشد: در خواب، تکلّم با واسطه، از طریق فرشته وحی و سخن گفتن مستقیم خداوند با پیامبر.

ی. ارتباط بی‏واسطه خدا با پیامبر

در آیه‏ای از قرآن، واژه «وحی» در معنای اخص از اصطلاح کلامی و تفهیم الهی به پیامبران و فقط در مورد رابطه مستقیم و سخن گفتن بی‏واسطه خداوند به کار رفته است؛ می‏فرماید: «و ما کانَ لبشرٍ ان یُکلّمه اللّهُ الاّ وحیا او مِن وراءِ حجابٍ او یُرسل رسولاً فیوحیَ باِذنه ما یشاءُ» (16)؛ هیچ بشری را نرسد که خدا با او سخن بگوید، جز (از راه) وحی یا از فراسوی حجابی، یا فرستاده‏ای را بفرستد و به اذن او هرچه بخواهد وحی نماید.

اهمیت وحی

بنابر آموزه های قرآن پیامبر خاتم در وجه بشر بودن همانند دیگران است و تفاوتی  بین ایشان با سایر انسانها نیست. قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُم‏.(17) تنها تفاوتی که فرق می گذارد و ایشان را به مرتبه ای عظیم می رساند همان وحی است لذا می فرماید یُوحى‏ إِلَی‏. برخی به عبارت ثانی کم توجهی می کنند و در جمله اولی توقف می کنند لذا به مشکل برمی خورند. امتهایی که با بعثت پیامبری مواجه می شدند چنین ابهامی داشتند. آنها اشکال می کردند که چرا انسانی همانند ما به پیامبری مبعوث شده و خدا فرشته ای را مامور این کار نکرده است: ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ یَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُون‏ (18) و نیز: وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ یَأْكُلُ الطَّعامَ وَ یَمْشی‏ فِی الْأَسْواق‏ (19) جواب این اشکال جمله دوم آیه است. اگر به بشری نعمت وحی ارزانی شد؛ دیگر او همانند دیگران نیست.

نعمت وحی چه تاثیری دارد؟

قبل از ورود یادآور می شویم وحی به معنای عام یا همان معنای قرآنی بکار رفته است لذا می توان گفت در این فراز وحی به معنای عنایت ویژه خداوند و انتقال مفاهیم، آگاهی، اعمال، اراده ها به صورت مستقیم و غیراکتسابی است. چون در اکثر موارد این انتقال توسط فرشتگان صورت می گیرد، لذا جمله «و کرمتهم بوحیک» بعد از عبارت « و اهبطت علیهم ملائکتک» آمده است.

باید گفت اصالت انسان به قلب اوست که جایگاه اصلی نفس و جان آدمی است و مابقی در معرض تغییر و تحول هستند. از طرفی ما بیش از آنکه تابع دانش خود باشیم؛ تابع خیالات، توهمات، ظن و گمان هستیم چون این متغیرها میزان اراده را تعیین می کنند. در نظر بگیرید خیلی از انسانها با علم به اینکه دخانیات مضرند، سیگاری هستند حتی این موضوع به جامعه پزشکان نیز سرایت کرده است. کیست که نداند نماز خواندن، روزه گرفتن، با خدا بودن و ... خوب است؟ ولی چرا همه عامل نیستند؟ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّن‏‏ (20)

قلب ، عضو ناشناخته و مبهم آدمی است. گاهی بدون دلیل دلمان می گیرد. و گاهی برعکس. گاهی یاد و خاطره منظره ای در دلمان خیمه می زند و قصد خروج ندارد. گاهی در مورد یقینیات به شک و تردید می افتیم. گاهی وسوسه امانمان را بریده. دلیل چیست؟

باید گفت قلب از خیلی چیزها تاثیر می پذیرد. احصاء متغیرها و میزان و چگونگی تاثیر آنها به راحتی ممکن نیست و چه بسا در علوم در دسترس چنین کشفی صورت نگرفته است. از میان امور غیبی که تاثیر فراوانی در حالات قلب ما دارد ملائکه و شیاطین هستند. این دو، لشکری نامرئی برای امداد یا تباهی فرد هستند. فیلم ملک سلیمان گوشه ای از تاثیر جنود شیاطین را نشان می دهد.

برخلاف برخی تفکرات حاکم بر ذهن ما، تاثیر این جنود همانند: وسوسه و اغوای شیطان یا امداد فرشتگان و حتی امداد ایشان در جنگ بدر به روش مذکور است یعنی در اراده ها تاثیر می گذارند و اینکه گفته شده برخی از سربازان مشرک در جای خود بی سر می شدند؛ محلی از اعراب ندارد. چون تعداد و هویت کشته ها به همراه قاتلین آنها مشخص بود.

حال به نحوه تاثرات می پردازیم : « و پیوسته این دو لشکر در آمد و شد و گیر و دار هستند. گاهی ساحت دل منزل لشکرخیریت اثر فرشتگان، و زمانی محل جولانگاه سپاه روسیاه شیاطین و دیوان باشد، تاآنکه به امداد و معاونت امور خارجیه، یکی از این دو سپاه را غلبه و قوت حاصل شود و مملکت نفس را تسخیر نماید، و آن را وطن خود نموده، در آنجا رحل اقامت بیفکند. در این هنگام راه آمد و شد از یکدیگر بسته می شود و مجال دخول و خروج در آنجا نمی یابد مگر گاهی به طریق عبور در نهایت تعجیل از آنجا بگذرد.

پس اگر هوا و هوس و غضب و شهوت امداد نمایند، لشکر شیطان غالب می شود وخانه دل منزلگاه ایشان می گردد و در آنجا آشیانه می سازند، هر زاویه از زوایای دل، منزل شیطانی، و در آنجا ساز و نوائی. و هر گوشه جای ابلیسی، و در آن خیالی و هوائی پیدا می شود.

و اگر قوه عاقله امداد نمود و ورع و تقوی اعانت کرد، سپاه ملک غالب می شوند وشهرستان دل را فرو می گیرند و در آنجا نزول اجلال می نمایند و هر لحظه از ایشان نوری تازه، و هر ساعت فیضی بی اندازه به آنجا می رسد.

و معذلک چون که شیطان از آتش است و آتش به هر جا که افتاد زود جای خود رامی گشاید و به اندک مایه ای که یافت در هایت سرعت توالد و تناسل می کند، و ازاطراف و جوانب آن، آتشهای دیگر پیدا می شود، پس به مجرد اینکه اندک راهی درخانه دل یافت جای خود را وسیع می کند و متواتر و پی درپی توالد و تناسل می کند وهر نسلی از آن هم دفعتا نسلی دیگر از آن به هم می رسد و همچنین الی غیر النهایه.

همچنان که مشاهده می شود هرگاه آدمی دل را به خیال فاسدی داد شعب و راه ها به خیال او می رسد. و از خیال معصیتی، فکر چندین معاصی دیگر متولد می شود، و هرگزبه جائی منتهی نمی شود.

و علاوه بر همه اینها آنکه هر یک از ملکات و اخلاق و حالات حکم دری دارد به خانه دل و راهی به مملکت نفس، پس آنچه از اخلاق فاضله و ملکات حسنه و حالات سنیه است دری است که ملائکه از آن داخل می شوند. و هر صفت رذیله و خلق بدی راهی است که شیاطین از آن به ملک بدن می آیند.» (21)

با این اوصاف چون قلوب ائمه هدی علیهم السلام از زشتی و پلیدی پاک شده است و سراسر آن را طهارت و پاکی فرا گرفته: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً» (22) لذا شیطان در این قلب راهی ندارد. عدم حضور شیاطین به معنای حضور لشکر رحمت خدا است. این معنا به عصمت ایشان منتج می شود. لذا عصمت یکی و تنها یکی از برکات وحی است. با این اوصاف وحی، مصونیت ایشان از خطا و اشتباه را تضمین می کند.

تایید و تسدید اولیاء الله و رساندن اخبار غیبی از دیگر برکات وحی است.

بهره ما از وحی

باید گفت وحی، لطفی گسترده است و اگر نگوییم تمام انسانها ، می توانیم به راحتی بگوییم خیلی از انسانها پرتوی از این نور را دریافت می کنند. شاید در برخی زمانها و شاید در برخی مکانها این لطف محسوس تر است.

یکی از اقسام وحی که عمومیت دارد ، الهام است. الهام در سطحی بین تمام انسانها عمومیت دارد: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» (23) و خدا بدین ترتیب خوبی و زشتی را به نفس آموخت. آنهم نه به طریق اکتسابی. لذا نفس آدمی به صورت ذاتی و از طریق آموزش مستقیم خوبی و زشتی را درک می کند. از این معنا به حسن و قبح ذاتی اعمال تعبیر می شود.

الهام مراتب بالایی نیز دارد: «أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرات‏» (24) ولی برای وصول به آن، قلب سالم و لطیفی نیاز است. « قلبى كه آلوده به مساوى اخلاقى و قذارات باطنى شد، مورد وحى و الهام الهى نشود و مورد تجلیات ذاتى و صفاتى حق نگردد.» (25)

در آیات و روایات مختلف آمده: فرشتگان برای برخی، دعا و استغفار و برخی را لعن و نفرین می کنند. اگر این دعا و نفرین هیچ اثری نداشت، خلقت الهی عبث می شد.

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای      فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

نورانیت با حضور ملائک

گفتیم حضور و رفت و آمد فرشتگان باعث نورانیت قلب و جان است و از طرفی حضور ایشان مانع حضور و بسط ید شیاطین است. در محافل و مجالسی که فرشتگان حضور دارند. بصورت ناخودآگاه سرشار از معنویت می شود. لذا جلب نظر فرشتگان توفیق عبادت و اطاعت را فزونی می بخشد، شیرینی راز و نیاز را افزون می کند، قلب ها را نسبت سخنان راست و حق نرم می کند و ... . بنابراین جلب توجه فرشتگان اهمیت دارد.

یکی از راههای سپردن دل به کاروان فرشتگان، حضور در مکانهای باصفا است. حرم امامان معصوم چنان معنویتی دارند که حس و درک آن برای ما سهل است و به کرار ادراک کرده ایم. برخی مجالس وعظ و روضه، هیئات مذهبی وقتی با اخلاص همراه شد باصفا می شود و تاییدات غیبی از راه می رسد. روضه خوانانی بودند که تا به عبارت زیبای السلام علیک یا اباعبدالله می رسیدند مجلس زیر و رو می شد.

توجه و تنبه در زمانهای خاص نیز بابرکت است. روایت است: در ماه مبارک رمضان، شیطان در غل و زنجیر است.(26) ناگفته پیداست غل و زنجیر شیاطین ، ناشی از حضور همراه با رحمت و برکت فرشتگان است. حضور ایشان نفسها را تسبیح و خواب ها را عبادت می کند.

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد     دیو چو بیرون رود فرشته در آید

شب قدر، شبهای جمعه، شب و روز عید فطر، شب و روز نیمه شعبان و ... چنین زمانهای هستند. حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به انحای مختلف بچه های خویش را برای شب زنده داری آماده می کرد؛ ساعاتی از روز را به استراحت فرا می خواند؛ اول شب غذایشان را سبک قرار می داد؛ آب به صورتشان می زد.

رعایت آداب زندگی نیز مثمر ثمر است. بعنوان مثال در حدیث شریفی امام صادق علیه السلام می فرماید: بنده ای که به قصد عیادت از مومن بیمار از خانه خارج می شود ، 70 هزار نفر از فرشتگان او را همراهی می کنند. دیدار و سرکشی برادر مومن نیز چنین آثاری دارد. بنابر حدیثی از امام ششم روزه داری که در روزهای بلند و گرم تابستان روزه بگیرد و تشنگی بر وی فشار آورد ، هزار فرشته بر روی وی دست کشند و او را بشارت دهند.

در احادیث مختلف حضور مجسمه در خانه مانع حضور فرشتگان است. نگهداری ابزار آلات غنا (موسیقی حرام) نیز چنین اثری دارد. عدم توجه به طهارت و نجس بودن از بول و تعلل در غسل جنابت ، نگهداری حیوانات نجس مانند سگ نیز از حضور فرشتگان جلوگیری می کند.



نوع مطلب : شرح دعای ندبه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is limb lengthening surgery?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:06 ق.ظ
I feel this is one of the so much significant info for
me. And i am satisfied reading your article.
However want to remark on few normal things, The site style is wonderful, the articles is truly excellent :
D. Good activity, cheers
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 01:19 ب.ظ
I have read so many content concerning the blogger lovers but this article is really a nice piece of writing, keep it up.
Foot Complaints
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:18 ق.ظ
Hi! I'm at work browsing your blog from my new apple iphone!
Just wanted to say I love reading your blog and look forward to
all your posts! Carry on the great work!
جنبش اینترنتی تولید ملی
دوشنبه 16 مرداد 1391 12:11 ب.ظ
ما باید بتوانیم از كارِ كارگر ایرانى حمایت كنیم؛ از سرمایه‌ى سرمایه‌دار ایرانى حمایت كنیم؛ و این فقط با تقویت تولید ملى امكان‌پذیر خواهد شد

سهم دولت در این كار، پشتیبانى از تولیدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است
سهم سرمایه‌داران و كارگران، تقویت چرخه‌ى تولید و اتقان در كار تولید است.

و سهم مردم ، كه به نظر من از همه‌ى اینها مهمتر است - مصرف تولیدات داخلى است (مقام معظم رهبری )

از این رو، از تمامی فعالان فضای سایبر و فضای مجازی دعوت میکنیم تا در راستای رونق تولید داخلی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی، با قرار دادن لوگوی جنبش اینترنتی«تولید ملى، حمایت از كار و سرمایه‌ى ایرانى» در سایت یا وبلاگ خود و همچنین ، بازنشر مطالب مربوط به تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی همچون یادداشت،مقاله، دلنوشته، عکس، کلیپ، پیامک و....

ما را در این امری خطیر یاری بفرمائید

در ضمن لطفا پس از قرار دادن لوگو جنبش ، آدرس سایت یا وبلاگ خود را در بخش نظرات دریافت کد لوگو ها یا در دیگر بخش های نظرات سایت اعلام بفرمائید شایان ذکر است نام و نشانی پایگاه های اینترنتی و وبلاگ هایی که در این زمینه فعالیت کنند درسایت جنبش اینترنتی " تولید ملى، حمایت از كار و سرمایه‌ى ایرانى" منتشر خواهد شد

..www.jonbeshnet.ir.
وشدلانی دیوان
دوشنبه 16 مرداد 1391 12:00 ب.ظ
""بیا با هم باشیم،تا همه باشیم""
سایت وشدلانی دیوان تحت عنوان "مجله آنلاین تفریحی بلوچستان"هر هفته با موضوعی متنوع منتظر حضور شما هست
امید هست با همیاری شما دوستان به سر مقصد اهداف برسیم
انجمن نویسندگان وشدلانی دیوان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر